تبلیغات
اندیشه مطهری - انحطاط و احیا گری مسلمانان از دیدگاه شهید مطهری
اندیشه مطهری
بررسی آثار و اندیشه های استاد شهید
صفحه نخست       رایانامه          ارتباط با مدیران وبلاگ              ATOM            طراح قالب
شناسنامه شهید مرتضی مطهری شهید مطهری و دوستان شهید مطهری و دانشجویان شهید مطهری و دانشگاه شهید مطهری و وسایل شخصی
درباره وبلاگ


بشر امروزی از نظر علمی و فکری پا به جایی نهاده که آهنگ سفر افلاک کرده و سقراطها و افلاطونها باید افتخار شاگردی اش را بپذیرند اما از نظر روح و خوی و منش ، یک « زنگی مست تیغ بران به دست » بیش نیست .


مدیران وبلاگ : محمد سلیمی-قاسم رجبی
نظرسنجی
تا چه میزان این وبلاگ را در معرفی آثار، شخصیت و روحیات شهید مطهری موثر می دانید؟





شهید مطهرى یكى از معدود متفكران و روشنفكران معاصر است كه توانست علاوه بر شناخت عمیق و همه جانبه اسلام، به زمان خویش نیز آگاهى كافى پیدا كند و این دو مولفه  از او عالمى توانمند و فرهیخته ساخت كه نظیرش در یكصدساله اخیر اندك است.

او علاوه بر مجهز بودن به بال علم و دانش، بال دیگر حركت و اصلاح، یعنى «تقوا» و تعبد عمیق نسبت به احكام نورانى اسلام، را نیز داشت. بسیارند كسانى كه عالمند، ولى از روحیه تعبد كم ترى برخوردارند و از این رو، به آسانى دین را در مسلخ علم و دانش و نوگرایى ذبح مى كنند و با انواع توجیهات و تأویلات، روح احكام اسلامى را به گونه اى تبیین مى كنند كه با یافته هاى علمى نوین سازگارى داشته باشد و نیز چه بسیارند كسانى كه به ظواهر احكام اسلام عالمند، ولى از علم روز، كه مورد تأیید اسلام است .بى بهره اند و از این رو، احكام حیاتبخش اسلام را، كه خداوند براى ابد صادر فرموده، به گونه اى تأویل و تفسیر مى كنند كه گویا اسلام فقط براى 1400 سال پیش، آن هم براى معدودى عرب نازل شده است. شهید مطهرى از این دو گروه به عنوان «جاهل» و «جامد» یاد كرده، و هر دو را براى اسلام و جامعه اسلامى خطرناك دانسته، آن ها را به نقد كشانده است

ایشان با برخوردارى از دو بال علم و تقوا، به مصلحى تبدیل شد كه علیه جمود و تحجّر، جهل و غرب گرایى بپا خاست و با تألیفات مفید و به روز، گام مهمى در روشنفكرى جامعه اسلامى، به ویژه جامعه شیعى برداشت..

با مطالعه آثار اسلامى، به این نكته پى مى بریم كه اسلام براى احیاى بشر نازل شده است. از نظر اسلام، انسان غیرمسلمان مرده است، اگرچه از نظر فیزیكى زنده باشد. ویژگى اسلام دمیدن روح حیات بر كالبد بى جان فرد و جامعه است. بنابراین، مسلمان واقعى و جامعه اى كه احكام اسلام در آن جارى باشند، هرگز منحط نخواهند شد. ولى جامعه اى كه دین در آن مغفول واقع شود و یا به گونه اى ناقص و یا تحریف شده جریان یابد، آن جامعه مرده است، و به قول شهید مطهّرى، گزاف نخواهد بود اگر گفته شود: دین نیز در آن جامعه مرده است. حضرت على(ع) در شأن حضرت حجّت(ع) مى فرماید: «یُحیى میت الكتابِ و السّنّة»در روزگارى كه كتاب و سنّت مرده اند حضرت آن ها را زنده خواهد كرد، با اجراى اسلام واقعى در جامعه اى مرده، آن جامعه زنده مى شود. در این صورت، مى توان ادعا كرد اسلام نیز در آن جامعه زنده شده است.

اگر بتوانیم ثابت كنیم علت انحطاط مسلمانان اسلام نیست، بلكه مسلمانان در اثر غفلت از اسلام این چنین گرفتارند، یكى از شبهات اساسى كه از سوى غربى ها بر مسلمانان القا مى شود، یعنى شبهه اى كه علت بدبختى مسلمانان را دین معرفى مى كند و راه سعادت را كنار گذاردن دین از حوزه امور اجتماعى مى داند، برطرف خواهد شد. همچنین پاسخى خواهد بود به كسانى كه مى گویند: تنها راه توسعه، غرب گرایى و اقتباس دقیق از غرب در تمامى زمینه ها است.

شهید مطهّرى با ایمان به توان اداره جامعه از سوى اسلام، بر این باور است كه وضعیت كنونى جوامع اسلامى محصول عملكرد مسلمانان است، نه نتیجه اسلام، اسلام طالب سعادت، رفاه و خوش بختى براى تمام بشریت است و تنها راه خروج از این گرداب، احیاى فكر دینى و بازگشت به اسلام اصیل است. چنان كه شهید مطهری  نسخه غربگرایان مبنى بر طى مسیر غرب در فرایند توسعه را رد مى كنند و در عین حال، معتقدند: باید از نقاط مثبت این تمدن استفاده كرد.

عوامل انحطاط مسلمانان از دیدگاه شهید مطهرى

1. خلافت

از دیدگاه شهید مطهّرى، یكى از عوامل انحطاط مسلمانان انحراف جانشینى پیامبر(ص)از جایگاه واقعى خویش است. وقتى مسلمانان بدون توجه به فرامین الهى و بدون توجه به دستورات و سفارش هاى پیامبر(ص) در خصوص جانشینى پس از آن حضرت، در «سقیفه» جمع شدند و افراد نالایق را بر منصب بزرگ و الهى قرار دادند، در واقع زوال جامعه اسلامى آغاز شد. این زمامداران نالایق و بى سواد از یك سو، بسیارى از اصول اسلام را تعطیل كردند، بسیارى از عقاید مرده و نیمه مرده جاهلى را دوباره احیا نمودند و از سوى دیگر، به كشورگشایى هاى بى حساب و كتاب پرداختند كه نتیجه آن سرازیر شدن انبوه غنایم جنگى به مدینه بود، چنان كه تقسیم بسیار ناعادلانه آن ها گسترش شكاف طبقاتى و تشكیل طبقه مرفّه بى اعتنا به فرایض اسلام را در پى داشت.

شهید مطهرى مى گوید: «مسلما یكى از علل این امر حوادثى است كه در اوضاع اجتماعى مسلمین ابتدا به وسیله دستگاه هاى خلافت پدید آمد و بعد دنبال شد... یك جامعه طبقاتى درست شد كه با منظور اسلام ابداً وفق نمى داد و جامعه منقسم شد به یك طبقه فقیر كه نان خود را به زحمت مى توانست به دست آورد و یك طبقه مبذّر و مغرور... وضع زندگى عمومى وقتى شكاف بردارد، زمینه براى اجرا و عمل به دستورها باقى نمى ماند.»

2. تحجّر

با ملاحظه آثار شهید مطهرى، درمى یابیم كه ایشان توجه خاصى به مسأله «تحجّر» و «التقاط» نموده، و آن ها را از عوامل بسیار مهم در انحطاط جوامع اسلامى برشمرده است.

ایشان ریشه هاى تاریخى تحجّر را به سه جریان «خارجیگرى»، «اشعریگرى» و «اخباریگرى» ربط مى دهد و معتقد است: نفوذ اندیشه هاى آنان در میان مسلمانان به قدرى زیاد بود كه هنوز هم آثار آن ها وجود دارند.

الف. خارجى گرى: امروزه بحث از «خارجیگرى» به عنوان یك مذهب، بى فایده است، چون خوارج منقرض شده اند و وجود خارجى ندارند. اهمیت مطالعه آن از آن نظر است كه روح خارجیگرى نمرده و هنوز زنده است و به قول شهید مطهرى، روح خارجیگرى در بسیارى از مسلمانان حلول كرده است. «مكتب خوارج مكتبى نبود كه بتواند واقعاً باقى بماند، ولى این مكتب اثر خود را باقى گذاشت. افكار و عقاید خارجیگرى در سایر فرق اسلامى نفوذ كرد و هم اكنون نهروانى هاى فراوان وجود دارند و مانند عصر و عهد على، خطرناك ترین دشمن داخلى اسلام همین ها هستند، همچنان كه معاویه ها و عمروعاص ها نیز همواره وجود داشته و وجود دارند و از نهروانى ها، كه دشمن آن ها شمرده مى شوند، استفاده مى كنند.»

ب. اشعرى گرى: جریان اشعریگرى یك نحله كلامى سنّى است كه به دنبال اختلاف بین دو فرقه معتزله به وجود آمد و در نهایت، نحله اشعرى قالب شد و این ضربه سنگینى بود كه هنوز زخم آن از پیكر اسلام برطرف نشده است     ابوالحسن اشعرى از افرادى است كه افكارش تأثیر زیادى در جهان اسلام گذاشت و این مایه تأسف است... پیروزى مكتب اشعرى براى جهان اسلام گران تمام شد. این پیروزى، پیروزى جمود و تقشّر بر حریّت فكر بود. هرچند جنگ اشعریگرى و اعتزال مربوط است به جهان تسنّن، ولى جهان تشیّع نیز از آن جمودگرایى اشعریگرى بركنار نماند.»

آثار و تبعات اشعریگرى براى جهان اسلام بسیار سنگین بودند; از جمله آثار آن، تعطیلى تفكر و عقل بود. آن ها با جمود خاصى كه داشتند، هرگونه اندیشیدن در آیات قرآن، مباحث كلامى و احادیث را منع كردند و مدعى بودند مسلمانان بدون چون و چرا باید ظواهر آیات و روایات را بپذیرند، حتى اگر مستلزم تناقض باشد، یا حتى اگر ظاهر آن ها با حكم قطعى عقلى در تضاد باشد. این در حالى است كه قرآن مردم را به تفكر و اندیشیدن تشویق مى كند و راه فهم قرآن را توسّل به اهل بیت(علیهم السلام) و عقل مى داند، ولى آن ها ابزارهاى فهم قرآن را كنار گذاشتند و نتیجه اش آن شد كه از كتاب آسمانى هادى بشر مطالب گم راه كننده و كفرآمیز استخراج كردند: «تا عاقبت مذهب اشعرى به وجود آمد و یكباره ارزش تفكر و اندیشه هاى عقلى محض و محاسبات فلسفى خالص را منكر شدند و مدعى بودند كه بر مسلمانان فرضى است كه آنچه در ظاهر تعبیرات نقلى رسیده، متعبّد باشند و در عمق معانى تدبّر و تفكر نكنند، هرگونه سؤال و جواب و چون و  چرایى بدعت است... بالاخره، اشعریان پیروز شدند و بساط تفكر عقلى را برچیدند و این پیروزى ضربه بزرگى بر حیات عقلى عالم اسلام وارد آورد.»

ج. اخبارى گرى: «اخباریگرى» یك مكتب فقهى شیعى است كه بر خلاف خوارج و اشعریگرى، از سابقه كم ترى برخوردار است و مؤسّس آن ملّا امین استرآبادى است. اندیشه آن ها با اندیشه اهل حدیث در تسنّن همخوانى بسیار دارد. آن ها نیز هرگونه تعقّل و اندیشیدن را تعطیل كردند و معتقد بودند: ظواهر روایات حجتند و باید آن ها را بدون چون و چرا بپذیریم، اگرچه مخالف عقل باشند. ادعاى عجیبى كه آن ها داشتند، این بود كه ما نمى توانیم قرآن را بفهمیم. فهم قرآن مخصوص ائمّه است; ما فقط باید به احادیث مراجعه كنیم. با این باور، «ثقل اكبر» را تعطیل كردند. همچنین ادعاى عجیب دیگر آن ها صحّت كلیه روایات كتب اربعه بود، در حالى كه این كتب روایات ضعیف و مرسل فراوانى دارند كه چه بسا قایل شدن به صحّت آن ها منجر به تناقض شود.

«مكتب اخباریگرى، كه یك مكتب فقهى شیعى است، در قرن هاى 11ـ12 هجرى به اوج قدرت خود رسید و با مكتب ظاهرى و اهل حدیث در تسنّن بسیار نزدیك است و از نظر سلوك فقهى، هر دو مكتب سلوك واحدى دارند و تنها اختلافشان در احادیثى است كه باید پى روى كرد; یك نوع انفكاك تعقّل از تدیّن است. اخبارى ها كار عقل را به كلى تعطیل كردند.»

«مكتب اخباریگرى با همّت علماى بزرگ، چون وحید بهبهانى، شكست قطعى خورد و نیز به دلیل پایه ریزى متقن و مستحكم علم اصول توسط شیخ انصارى. البته از بین رفتن ظاهرى این مكتب به معناى ریشه كن شدن رسوبات روحیات اخباریگرى نیست... جمود اخباریگرى در بسیارى از مسائل اخلاقى و اجتماعى و بلكه پاره اى از مسائل فقهى هنوز هم حكومت مى كند.»
3. تحریف ها

از دیدگاه شهید مطهرى، عامل سوم انحطاط جوامع اسلامى، تحریف احكام نجات بخش اسلام است. تحریف نیز به گونه هاى متعدد امكان پذیر است كه روح تمام آن ها عمل نكردن به دستورات اسلام است. ایشان مى گوید: اسلام در میان مسلمانان، عملا كنار گذاشته شده است. تنها برخى از فروعات، آن هم به صورت ظاهرى و خالى از محتوا در میان مسلمانان رواج دارد. بنابراین، نباید ضعف جوامع اسلامى را به اسلام نسبت داد.

«در میان كشورهاى اسلامى، به استثناى بعضى از كشورهاى اسلامى، كشورهاى اسلامى عقب مانده ترین و منحط ترین كشورها هستند; نه تنها در صنعت عقب هستند، در علم عقب هستند، در اخلاق عقب هستند، در انسانیت و معنویت عقب هستند; چرا؟ یا باید بگوییم: اسلام، یعنى همان حقیقت اسلام، در مغز و روح این ملت ها هست، ولى خاصیت اسلام این است كه ملت ها را عقب مى برد. دشمنان دین هم بزرگ ترین حربه تبلیغى آن ها همین انحطاط فعلى مسلمین است و باید اعتراف كنم كه حقیقت اسلام به صورت اصلى در مغز و روح ما موجود نیست، بلكه این فكر اغلب در مغزهاى ما به صورت مسخ شده است، ولایت و امامت مسخ شده است، اعتقاد به قیامت كم و بیش همین طور. تمام دستورهاى اصلى اسلام در فكر ما همه تغییر شكل داده. در دین صبر هست، زهد است، تقوا هست، توكل هست، تمام این ها بدون استثنا به صورت مسخ شده در ذهن ما موجود است.»


«باید اعتراف كنم كه حقیقت اسلام به صورت اصلى در مغز و روح ما موجود نیست، بلكه این فكر اغلب در مغزهاى ما به صورت مسخ شده است. فكر دینى ما باید اصلاح شود. تفكر ما درباره دین غلط است، به جرأت مى گویم: از چهار مسأله فروع، آن هم در عبادات، چندتایى در معاملات، از این ها بگذریم، دیگر فكر درستى نداریم.»

4. التقاط

«التقاط» عنصر مهم دیگرى در انحطاط جوامع اسلامى است. «التقاط» به معناى افزودن مفاهیم غیراسلامى به معارف اسلامى است. به نحوى كه مفاهیم به عاریت گرفته شده ناسازگار با مبانى آموزه هاى دین اسلام باشد.

شاید التقاط هاى نخستین زمانى رخ دادند كه مسلمانان با تمدن هاى دیگر، از جمله تمدن ایران، آشنا شدند. در این میان، سهم معاویه شاید بیش از دیگران باشد. او تحت تأثیر پادشاهى ایران خلافت را به سلطنت تبدیل كرد و جانشین خود را به صورت موروثى تعیین نمود. او برخلاف ابوبكر و عمر، كاخ هاى مجلّل و زندگى مرفّه بنا نمود. به اعتقاد برخى از متفكران، واژه «ظلّ اللّه» نیز از فرهنگ ایرانى وارد فرهنگ مسلمانان شده است. در اثر پدیده التقاط، ضربه سنگین دیگرى بر پیكر مجروح جامعه اسلامى وارد شده كه هنوز آثار آن فراوان دیده مى شود.

در دوران معاصر نیز با توسعه روابط مسلمانان و غرب، مسلمانان احساس حقارت نمودند و كسانى كه از اسلام واقعى اطلاع كافى نداشتند، تحت تأثیر آن فرهنگ قرار گرفتند. در این میان، برخى دست از دین كشیدند و عده اى با حفظ ظاهر اسلامى، از روح اسلام فاصله گرفتند و به سبب احساس حقارت یا براى نشان دادن برابرى اسلام با فرهنگ غرب، آموزه هاى اسلامى را با یافته هاى غربى تطبیق نمودند. آن ها چشم بسته از جنبه هاى منفى فرهنگ غرب و از پیامدهاى رفتار غیر اسلامى خویش غافل شدند و افكار الحادى و غیر اسلامى را در لفافه هاى اسلامى وارد فرهنگ مسلمانان نمودند.

در یك نگاه كلى، مى توان «التقاط» را به «آشكار» و «پنهان» تقسیم بندى كرد. «التقاط آشكار» هنگامى است كه ملتقطان خود تصریح به آن دارند; مانند سوسیالیزم اسلامى. ولى در «التقاط پنهان» بدون این كه اشاره به التقاط بكنند، آموزه هاى فرهنگ اجنبى را با رنگ و لعاب اسلامى مى پوشانند و آن را به اسم «اسلام» ترویج مى كنند. این خطرناك ترین و مخرّب ترین نوع التقاط است.

شهید مطهرى با اشاره به این نوع التقاط، به سخن ماركس در این خصوص اشاره مى كند: «طرح ماركس این است كه براى مبارزه با مذهب در میان توده معتقد، باید از خود مذهب علیه مذهب استفاده كرد; به این صورت كه مفاهیم مذهبى از محتواى معنوى و اصلى خود تخلیه و از محتواى مادى پر شود تا توده مذهب را به صورت مكتب مادى دریابد، پس از این مرحله، دور افكندن پوسته ظاهرى دین ساده است.»

نمادهاى التقاط:

شهید مطهّرى در كتاب وحى و نبوّت، اصالت دادن به عقل در برابر وحى را به دقت مورد تحلیل قرار داده و از پنج محور به عنوان نمادهاى تفكر و التقاط بحث كرده است:

1. علم گرایى افراطى

2. بینش هاى مادى نسبت به جامعه و تاریخ و معارف قرآن

3.  اجتهاد آزاد در مقابل اجتهاد فقاهتى

4. انتقال رهبرى از روحانیت به روشن فكران

5. كم ارزش شدن علم در جوامع اسلامى.

پنجمین عامل انحطاط جوامع اسلامى از نظرگاه شهید مطهرى، خارج شدن علم از جایگاه واقعى خویش در میان مسلمانان است. دین مبین اسلام آموختن و دانش اندوزى را بر تمام مسلمانان، و تمام علوم را بجز علوم ضالّه و غیر مفید، بر مسلمانان اعم از مرد و زن واجب كرده است. روایت مورد اتفاق بین شیعه و سنّى این نكته را به خوبى روشن مى سازد كه «طلب العلم فریضةٌ على كلِّ مسلم و مسلمة.» روایات فراوانى كه بر ارزش عالم و متعلم دلالت دارند،مقیّد به علم خاص نیستند; اگرچه در شرایط مساوى برخى از علوم ترجیح داده شده اند، ولى به هر حال، از آن ها تقید استفاده نمى شود. آنچه مایه تأسف است تفسیرها و تقییدهاى نادرست این احادیث و اختصاص آن ها به بخشى از علوم است.

« بعضى مى گویند: علت این كه دستورات اسلام در باب علم زمین خورده، این بود كه آنچه اسلام بر علم و تشویق عمومى به تعلیم و با سواد شدن و فضیلت علم گفته بود، همه به حساب عالم و تشویق به احترام و دست بوسى و فضیلت عالم گذاشته شد و مردم به جاى این كه خودشان سواد پیدا كنند... توجهشان معطوف شد به این كه اجر و فضیلت را در احترام و خضوع نسبت به علما كسب كنند. این مطلب تا اندازه اى درست است; زیرا هرچند علما و محققین همچو تحریفى را مرتكب نشده اند، ولى در نوشته هاى سطحى و ساده كه به دست مردم هم رسیده و در منابر و مواعظ عمومى منطق همان است; یك نوع جمود و انحراف دیگرى هم در كندى تیغ و فرمان هاى اسلام درباره علم تأثیر داشته، و آن انحراف این است كه هر دسته و طبقه و صنفى از علماى اسلام محكم چسبیده اند كه مقصود رسول اللّه از علما... همان علمى است كه ما داریم.»

نقش استعمار در انحطاط جوامع اسلامى


شهید مطهّرى استعمار را نیز عامل دیگرى در انحطاط جوامع اسلامى مى داند، ولى آن را علت فرعى ارزیابى مى كند و علت اصلى را خود مسلمانان مى داند: «البته این را هم نمى خواهم بگویم و شما را به غلط بیندازم كه استعمار و استثمار ما را به این حالت درآورده است; نه ما قبلا به این حالت درآمدیم و آن ها ما را امروز به این حالت نگه مى دارند و علت مبقیه ما هستند، و الا ما قبل از این كه استعمار و استثمار بیاید، افكارى در ما پیدا شد و ما را به این حالت درآورد.»

منبع:http://www.balooch.net/index.php





نوع مطلب : شهید مطهری و بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
          
جمعه 25 فروردین 1391





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



استخاره آنلاین با قرآن کریم