تبلیغات
اندیشه مطهری - كارآمدی حكومت اسلامی از دیدگاه استاد شهید مطهری- قسمت دوم
اندیشه مطهری
بررسی آثار و اندیشه های استاد شهید
صفحه نخست       رایانامه          ارتباط با مدیران وبلاگ              ATOM            طراح قالب
شناسنامه شهید مرتضی مطهری شهید مطهری و دوستان شهید مطهری و دانشجویان شهید مطهری و دانشگاه شهید مطهری و وسایل شخصی
درباره وبلاگ


بشر امروزی از نظر علمی و فکری پا به جایی نهاده که آهنگ سفر افلاک کرده و سقراطها و افلاطونها باید افتخار شاگردی اش را بپذیرند اما از نظر روح و خوی و منش ، یک « زنگی مست تیغ بران به دست » بیش نیست .


مدیران وبلاگ : محمد سلیمی-قاسم رجبی
نظرسنجی
تا چه میزان این وبلاگ را در معرفی آثار، شخصیت و روحیات شهید مطهری موثر می دانید؟





در ادامه مباحث مربوط به کارامدی حکومت اسلامی از دیدگاه شهید مطهری اکنون به دیگر مطالب در                                                       این باره می پردازیم..

 7. مردم مداری و حاكمیت دین

استاد شهید مطهری مردم را از اركان حاكمیت دینی می داند و هیچ گونه منافاتی بین دین و حاكمیت مردم نمی بیند و به صاحبان كلیسا می تازد كه چرا اندیشه دینی را با حاكمیت مردم ناسازگار می دانند. به طوری كه می نویسد: درست در مرحله ای كه استبداد ها و اختناق ها در اروپا به اوج خود رسیده بود و مردم تشنه این اندیشه بودند كه حق حاكمیت از آن مردم است، كلیسا یا طرفداران كلیسا و یا با اتكا به افكار كلیسا این فكر عرضه شد كه مردم در زمینه حكومت فقط تكلیف و وظیفه دارند نه حق. همین كافی بود كه تشنگان آزادی و دموكراسی و حكومت را بر ضد كلیسا بلكه بر ضد دین و خدا به طور كلی برانگیزد.

بدین ترتیب استاد شهید مطهری با تفكر كلیسایی در مورد مردم به شدت مخالفت ورزید و این ادعا را كه حكمران در مقابل مردم مسئول نیست بلكه او فقط در برابر خدا مسئول است ولی مردم در مقابل حكمران مسئولند و وظیفه دارند، كاملا ناسازگار با دین اسلام حتی همه ادیان دانسته اند و معتقدند در پرتو دین مداری می توان مردم دار بود و به خاطر ترس از خدا و عقوبت او كاملا حقوق مردم را رعایت كرد. ایشان با استناد به آیه رد امانت كه قرآن فرمود:

ان الله یامركم ان تودو الامانات الی اهلها و اذا حكمتم بین الناس ان تحكموا بالعدل.

خدا فرمان می دهد كه امانت ها را به صاحبانشان بر گردانید و هنگامی كه میان مردم حكم می كنید، به عدالت حكم كنید.

و نیزبا الهام از كلام نورانی امیر المومنین علی علیه السلام در این زمینه كه به عامل آذربایجان فرمود:

و ان عملك لیس لك بطعمه و لكنه فی عنقك امانه و انت مسترعی لمن فوقك لیس لك ان تفتات فی رعیته مبادا گمان كنی حكومتی كه به نو سپرده شده است یك شكار است كه به چنگ تو افتاده، خیر، امانتی بر گردنت گذاشته شده استو مافوق تو از تو رعایت و نگهبانی و حفظ حقوق مردم را می خواهد. تو را نرسد كه با خود كامگی و دلخواه در میان مردم عمل كنی.

سپس نتیجه می گیرد: قرآن كریم، حاكم و سرپرست اجتماع را به عنوان (امین) و(نگهبان) اجتماع می شناسد ؛ حكومت عادلانه را نوعی امانت كه به او سپرده شده است و باید آن را ادا نماید تلقی می كند. برداشت ائمه دین و بالخصوص شخص امیرالمومنین علی علیه السلام عینا همان چیزی است كه از قرآن كریم استنباط می شود .

بنابراین استاد شهید مطهری با استناد به متون اسلامی حاكمیت مردم را با دین مداری در تضاد نمی بیند بلكه در سایه تعالیم دینی حاكمان اسلامی را در برابر مردم مسئول می داند و از آنان به عنوان امین و نگهبان مردم یاد می كند و در مقابل برای مردم حق بازخواست از حكمران قایل است.

8- دموكراسی و آزادی

متاسفانه در سایه ترویج افكار صاحبان كلیسا، مردم احساس كردند كه در مقابل حكمران حق بازخواست یا استیفای حقوق ندارند و تنها در برابر آن ها وظیفه و تكلیف دارند و حكمران تنها در برابر خدا مسئولیت دارد و توجیه استبداد قدرت های مطلقه به این بهانه كه حكمران تنها در برابر خدا مسئول است موجب شد كه اعتقاد مردم نسبت به خدا هم خدشه دار شود، لذا استاد شهید مطهری یكی از علل گرایش به مادیگری را همین می داند:

افراد فكر كردند كه اگر خدا را بپذیرند باید اختناق اجتماعی را نیز بپذیرند و اگر نخواهند آزادی اجتماعی داشته باشند باید خدا را انكار كنند، پس آزادی اجتماعی را ترجیح دادند.

متاسفانه این گرایش و تصور غلط با شروع انقلاب اسلامی در كشورمان نیز به وجود آمد و بعضا جمهوری اسلامی را با روح دموكراسی و آزادی مغایر دانسته و معتقدند كه برای درك فضای دموكراسی و آزادی باید دین زدایی كرد. استاد شهید مطهری قویا با موج این اندیشه غلط برخورد كرد و در مورد كسانی كه حق حاكمیت سیاسی را مخصوص بی دین ها و بی مسلك ها می دانند فرمود: اشتباه آن ها كه این مفهوم را مبهم دانسته اند ناشی از این است كه حق حاكمیت كلی را مساوی با نداشتن مسلك و ایدئولوژی و عدم التزام به یك سلسله اصول فكری درباره جهان و اصول علمی درباره زندگی دانسته اند. آن گاه در ادامه فرمود: جمهوری مربوط به شكل حكومت است كه مستلزم نوعی دموكراسی است، یعنی این كه مردم حق دارند سرنوشت خود را خودشان تعیین كنند و این ملازم با این نیست كه مردم خود را از گرایش به یك مكتب و ایدئولوژی و از التزام و تعهد به یك مكتب معاف بشمارند.

بنابراین حاكمیت ملی به معنای نداشتن اندیشه یا عدم التزام به ایدئولوژی خاصی نیست، در غیر این صورت دموكراسی بی معنی می شود، زیرا دموكراسی برای آن است كه اندیشه ها و گرایش های مختلف با هم آزادانه برخورد كنند و توان مندی خود را در سایه نقد و تحلیل به منصه ظهور برسانند، از این جهت اسلام برای صالحان زمین حق حاكمیت و تعیین سرنوشت قایل است، زیرا آن نه تنها مردم را از قید و بند اجتماعی و سیاسی آزاد می كند بلكه وارستگی ورهایی نفس از غرایز و هواهای نفسانی را نیز مد نظر دارد. استاد شهید مطهری آزادی اندیشه و فكر را از تمام آزادی ها برتر و بالاتر می داند و معتقد است اگر آزادی اندیشه محدود شود قهرا تفكر دینی می شود، به طوری كه می فرماید:

 اگر به مردم در مسایلی كه باید در آن ها فكر كنند از ترس این كه مبادا اشتباه بكنند به هر طریقی آزادی فكری ندهیم یا روحشان را بترسانیم كه در فلان موضوع دینی و مذهبی، مبادا فكر بكنی كه اگر فكر بكنی و یك وسوسه كوچك به ذهن تو بیاید به سر در آتش فرو می روی، این مردم هرگز فكرشان در مسایل دینی رشد نمی كند و پیش نمی رود. دینی كه از مردم در اصول خود تحقیق می خواهد خواه ناخواه برای مردم آزادی فكری قایل است.

مع ذلك، ملاحظه می كنید كه:

تفاوت از زمین تا آسمان است

بین دین اسلام و نگرش او به مردم و آزادی اندیشه و دین كلیسا تا كجا فاصله است، اما در فضای مسموم دین زدایی تفكیك در حقانیت ادیان صورت نمی گیرد و اسلام با این كه غنا و صلابت و درخشش خود را در قالب انقلاب اسلامی نشان داده است هم چنان در محافل علمی و سیاسی جهان مظلوم مانده است.

9. عدالت پایدار

استاد شهید مطهری هریك از مقولات حكومت و استقرار دموكراسی و آزادی در جامعه را عدالت پایدار می داند و معتقد است كه پایه حقوق طبیعی عدالت است اما از نگاه اندیشه مندان، فلسفه سیاسی مغفول مانده است و از آن جا كه صاحب قانون طبیعت و شریعت خداوند متعال است پس قانون شریعت همنشین و ترجمان قانون طبیعت و فطرت است. به طوری كه یكی از ماموریت های دین اسلام را تعریف و تعیین هویت عدالت در جامعه می داند:

عدالت یكی از مسایلی است كه به وسیله اسلام حیات و زندگی را از سر گرفت و ارزش فوق العاده یافت. اسلام به عدالت، تنها توصیه نكرد و یا به اجرای آن قناعت نكرد بلكه عمده این است كه ارزش آن را بالا برد.

استاد شهید مطهری برای تایید مطلب خود به امیر المومنین علی علیه السلام استناد می كند، آن گاه كه از مولا وسال می شود عدل بهتر است یا جود؟ می فرماید«العدل یضع الامور مواضعها و الجود یخرجها من جهتها» یعنی عدل ، امور را در مجرای طبیعی خود قرار می دهد اما جود آن را از مجرای طبیعی خود خارج می كند.

به قول مولوی:

عدل چبود؟ وضع اندر موضعش

ظلم چبود؟ وضع در ناموضعش

عدل چبود؟ آب ده اشجار را

ظلم چبود؟ آب دادن خار را

آن گاه می فرماید:

فا العدل اشرفها و افضلها

آن گاه استاد نتیجه می گیرد:عدالت چیزی است كه می توان به آن به عنوان یك مرز، ایمان داشت و به حدود آن راضی و قانع بود اما اگر این مرز شكسته و این ایمان گرفته شود و پای بشر به آن طرف مرز برسد دیگر حدی برای خود نمی شناسد، به هر حدی برسد به مقتضای طبیعت و شهوت سیری ناپذیر خود تشنه حد دیگر می گردد و بیش تر احساس نارضایتی می نماید.

سپس از دیدگاه امیرالمومنین علی علیه السلام در مورد عدالت می نویسد:

علی علیه السلام عدالت را یك تكلیف و وظیفه الهی ، بلكه ناموس الهی می داند، هرگز روا نمی شمارد كه یك مسلمان آگاه به تعلیمات اسلامی، تماشاچی صحنه های تبعیض و بی عدالتی باشد.

بنابراین اگر چه از نگاه استاد شهید مطهری عدالت، از اصول و مبادی اجتماعی است، اما از آنجا كه از روح عدالت خواهی سرچشمه می گیرد ریشه در اخلاق دینی دارد و در خارج به قرائت و تعریف دینی محتاج است.

10- حقوق زن

استاد شهید مطهری در عصری كه غرب با شعار آزادی و تساوی حقوق زن و مرد درصدد محو جنسیت برآمد، نه تنها حقوق فردی و اجتماعی زن، بلكه هویت وجودی او را در معرض خطر و نابودی دید، فلذا شجاعانه وارد میدان شد و مطالبش در مجله زن روز تحت عنوان(نظام حقوق زن در اسلام) به چاپ رسید. استاد شهید ضمن اعتقاد به ارزیابی صحیح دو عنصر(آزادی و تساوی) در مورد زن، خواهان حفظ حقوق طبیعی و شاكله فطرت زن شد. در مقدمه آن می نویسد:

 «عجب این است هنگامی كه از اختلافات فطری و طبیعی زن و مرد سخن می رود گروهی آن را به عنوان نقص زن و كمال مرد و بالاخره چیزی كه موجب یك سلسله برخورداری ها برای مرد و یك سلسله محرومیت ها برای زن است تلقی می كنند، غافل از این كه نقص و كمال مطرح نیست. دستگاه آفرینش نخواسته یكی را كامل و دیگری را ناقص، یكی را برخوردار و دیگری را محروم و مغبون بیافریند».

استاد از قرآن كریم به عنوان كتابی كه خالق زن آن را نازل كرده احیاگر حقوق زن دانسته و می نویسد:

قرآن كریم به اتفاق دوست و دشمن احیا كننده حقوق زن است. مخالفان، لااقل این اندازه اعتراف دارند كه قرآن در عصر نزولش گام های بلندی به سود زن و حقوق انسانی او برداشت ولی قرآن هرگز به نام احیای زن به عنوان(انسان) و شریك مرد در انسانیت و حقوق انسانی زن بودن زن و مرد بودن مرد را به فراموشی نسپرد.

بنابراین یكی از كارهای مفید و ارزنده استاد شهید مطهری در كنار سایر كارهای سودمند ش همین تدوین نظام حقوق زن در اسلام است و امروز كمتر زن یا مردی است كه با مراجعه به آن نتواند پاسخ سوال مورد نظر خود را پیدا كند. اگر چه مقتضیات عصری طالب طرح مسایل جدیدتری است، اما كار استاد شهید در نوع خود بی نظیر است و هم چنان تازگی و نوبودن خود را در حقوق مدنی زن حفظ كرده است.

11- سیر فرهنگ ها و تمدن ها

بدیهی است كه جامعه تركیبی از افراد است. اگر نباشند جامعه وجود ندارد، اكنون باید دید این تركیب چگونه تركیبی است و رابطه فرد با جامعه چه رابطه ای است؟ استاد شهید مطهری در این جا به بیان چند نظریه می پردازد:

الف- اصالت فرد- یعنی تركیب جامعه از افراد تركیب اعتباری است و انسان ها در زندگی اجتماعی هرگز در یك دیگر ادغام نمی شوند و افراد وجود اصیل و عینی دارند.

ب- مركب صناعی – یعنی افراد جامعه هویت خود را از دست نمی دهند ولی استقلال اثر خود را از دست می دهند.

ج- مركب حقیقی- یعنی تركیب افراد جامعه حقیقی است از نوع مركبات طبیعی ولی تركیب روح ها و اندیشه ها، عاطفه ها و خواست ها و اراده ها و بالاخره تركیب فرهنگی نه تركیب تن ها و اندام ها.

د- جامعه مركب حقیقی است بالاتر از مركبات طبیعی. یعنی افراد انسان در مرحله قبل از وجود اجتماعی هیچ هویت انسانی ندارند و حقیقت آنان در پرتو روح پیدا می شود و این روح جمعی است كه این ظرف خالی را پر می كند و این شخص را به شخصیت در می آورد.

استاد شهید مطهری با بیان این چهار نظریه معتقد است:

آیه كریمه قرآن، نظریه سوم را تایید می كند. هم چنان كه قبلا گفتیم قرآن در شكل یك كتاب عملی یا فلسفی بشری مسایل را طرح نمی كند. به شكل دیگری طرح می كند. قرآن مسایل مربوط به جامعه و فرد را به گونه ای برداشت می كند كه نظریه سوم تایید می شود. قرآن برای (امت ها)،(جامعه ها) سرنوشت مشترك، نامه عمل مشترك، فهم و شعور ، عمل، طاعت و عصیان قایل است. بدیهی است كه امت اگر وجود عینی نداشته باشد، سرنوشت و فهم و شعور و طاعت و عصیان معنی ندارد. این دلیل است كه قرآن به نوعی حیات قایل است كه حیات جمعی و اجتماعی است.

بدین ترتیب با تطابق(امت) به نظریه تركیب فرهنگی جوامع عملا از نگاه استاد شهید مطهری پلورالیسم فرهنگ ها به معنی حفظ اصالت ها و ماهیت ها منتفی است، ایشان با طرح این سوال كه آیا این فرهنگ ها و تمدن ها و این جامعه ها و ملیت ها برای همیشه به وضع موجود ادامه می دهند یا حركت انسانیت به سوی تمدن و فرهنگ یگانه و جامعه یگانه است و همه این ها در آینده رنگ خاص خود را خواهند گرفت؟ پساخ می دهد:

بنابر نظریه اصالت فطرت و این كه وجود اجتماعی انسان و زندگی اجتماعی او بالاخره روح جمعی جامعه وسیله ای است كه فطرت نوعی انسان برای وصول به كمال نهایی خود انتخاب كرده است، باید گفت جامعه ها و تمدن ها و فرهنگ ها به سوی یگانه شدن و در نهایت امر به یك دیگر ادغام شدن سیر می كنند و آینده جوامع انسانی ، جامعه جهانی واحد تكامل یافته است كه در آن همه ارزش های امكانی انسانیت به فعلیت می رسد و انسان به كمال حقیقی و سعادت واقعی خود و بالاخره با انسانیت اصیل خود خواهد رسید.

به طور كلی این جامعه واحد همان تحقق سیر(العاقبه للمتقین) است كه در قرآن كریم بدان وعده داده شده است:

ان الارض یرثها عبادی الصالحون.

همانا بندگان صالح من وارث زمین خدا خواهند شد.

بنابراین از نظر استاد شهید مطهری دیالوگ فرهنگ ها تمدن ها به مقتضیات فطرت انسانی و سیر ملاك های قرآنی منتفی است و تعدد و تنوع فرهنگ های امروزی هم در آینده رنگ خواهند باخت و مقومات فطری بشر تنها، منشا هویت و شخصیت او خواهد شد.

 نتیجه:

این كه از این بحث اجمالی به دست می آید آن است كه اسلام مكتبی جامع و پویا ست بدین معنا كه اگر مشكلات عدیده ای در هر عصر و زمانی در نظام حكومتی آن پیش آید بدون تغییر در احكام اولیه اتخاذ به تصمیم گیری می كند و اهرم هایی در نظام ارزشی او تعبیه شده است كه در هر شرایط مقتضی زمان و مكان انعطاف لازم را از خود نشان می دهد بدون آن كه خدشه ای به نظام ارزشی و اصول اولیه آن وارد شود، آن چه كه در این مقاله به جستار آن پرداختیم به وضوح این توان مندی از اسلام را به اثبات می رساند، علاوه بر آن اسلام دین صامت یا بی تفاوت در برابر حوادث زمان خود نیست بلكه با ابزارهای كلیدی كه در اختیار دارد، دست به موضع گیری و اقدام به گزینش راه كارهایی می كند كه مصلحت و قوام جامعه و حكومت بدان بستگی دارد.

منبع:http://www.taqrib.info





نوع مطلب : شهید مطهری و بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
          
پنجشنبه 18 اسفند 1390





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



استخاره آنلاین با قرآن کریم