تبلیغات
اندیشه مطهری - زمینه های "بیداری اسلامی" از دیدگاه شهید مطهری- قسمت اول
اندیشه مطهری
بررسی آثار و اندیشه های استاد شهید
صفحه نخست       رایانامه          ارتباط با مدیران وبلاگ              ATOM            طراح قالب
شناسنامه شهید مرتضی مطهری شهید مطهری و دوستان شهید مطهری و دانشجویان شهید مطهری و دانشگاه شهید مطهری و وسایل شخصی
درباره وبلاگ


بشر امروزی از نظر علمی و فکری پا به جایی نهاده که آهنگ سفر افلاک کرده و سقراطها و افلاطونها باید افتخار شاگردی اش را بپذیرند اما از نظر روح و خوی و منش ، یک « زنگی مست تیغ بران به دست » بیش نیست .


مدیران وبلاگ : محمد سلیمی-قاسم رجبی
نظرسنجی
تا چه میزان این وبلاگ را در معرفی آثار، شخصیت و روحیات شهید مطهری موثر می دانید؟





مدّتی مردم منطقه خاورمیانه از خواب غفلت بیدار شده و قیامهای خود را شروع کرده اند. این قیامها کم کم به اروپا کشیده و ابعاد گسترده تری پیدا خواهد کرد. قطعا این بیداری در کشورهای اسلامی و غیر اسلامی یک شبه رخ نداده بلکه زمینه هایی داشته و دارد که با تحقق آنها این اتفاق عظیم روی داده است. با مطالعه آثار مختلف ایشان می توان زمینه های بیداری اسلامی را در سه بعد گرایشی، بینشی و الگوپذیری خلاصه کرد. با این توضیح که باید در این سه بعد اتفاقاتی رخ دهد تا نتیجه آن یعنی بیداری حاصل گردد.

۱- بعد انگیزشی

مهمترین نکته ای که شهید بزرگوار مطهری در این بعد بر آن تاکید دارند مساله احساس شخصیّت است. اگر ملّتی احساس شخصّیّت ننماید هیچگاه دست به قیام و انقلاب نخواهد زد. در اینجا مطالبی از ایشان را که بیانگر اهمّیت و آثار احساس شخصِت و در مقابل، بیانگر خطرات خودباختگی است، مرور می کنیم:

بالاترین سرمایه

مسأله احساس شخصیت مسأله بسیار مهمى است. از این سرمایه بالاتر براى اجتماع وجود ندارد كه در خودش احساس شخصیت و منش كند، براى خودش ایده آل داشته باشد و نسبت به اجتماعهاى دیگر حس استغنا و بى‏نیازى داشته باشد، یك اجتماع این‏طور فكر كند كه خودش و براى خودش فلسفه مستقلّى در زندگى دارد و به آن فلسفه مستقلّ زندگى خودش افتخار و مباهات كند، و اساساً حفظ حماسه در اجتماع یعنى همین كه اجتماع از خودش فلسفه‏اى در زندگى داشته باشد و به آن فلسفه ایمان و اعتقاد داشته باشد و او را برتر و بهتر و بالاتر بداند و به آن ببالد. واى به حال آن اجتماعى كه این حس را از دست بدهد! این یك مرض اجتماعى است.

مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى ج‏17 ص : 53

 در جایی دیگر می فرماید:

حیات ملت به این است كه آن ملت شخصیتى را در خودش احساس كند. اى بسا ملتهاى عالِم كه شخصیت ندارند، واى بسا ملتهاى جاهل كه شخصیت خودشان را حفظ كرده‏اند. اگر الجزایریها بعد از صد و پنجاه سال مبارزه توانستند استعمار فرانسه را به زانو درآورند و به استقلال برسند، براى این بود كه در آنها یك حماسه و یك احساس منش وجود داشت. اگر در آن طرف مشرق زمین، ملت دیگرى دارد با قویترین و ثروتمندترین ملتهاى جهان مبارزه مى‏كند، چرا مبارزه مى‏كند؟ آیا عدد یا ثروتش با آنها مبارزه مى‏كند؟ ابداً؛ احساس شخصیت و منش آن ملت مبارزه مى‏كند، مى‏گوید: من تو را به آقایى قبول ندارم، من یا باید زنده باشم روى پاى خودم باشم و كسى بر من حكومت نكند و یا باید نباشم.

احساس شخصیّت و حماسه

 «بعضى روحیه‏ها فاقد حماسه‏اند و بعضى داراى حماسه‏اند، و گفتیم كه حماسه، نوعى احساس شخصیت است در مقابل دیگران افرادى هستند در دنیا عارى و خالى از حماسه؛ در خود، همه احساس حقارت و تبعیّت و شكست خوردگى مى‏كنند، هیچ فكر و عقیده قابل دفاعى در روح آنها وجود ندارد، اگر دفاع كند فقط از مال و جان خود دفاع مى‏كند، اما چیز دیگر قابل تعلّق و قابل دفاعى ندارد از وطن و قومیت و نژاد و زبان و دین و آئین و حریت و كرامت ذاتى»

   مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى ج‏17ص 636

بزرگترین نیرنگ استعمار

 «گاهى یك جامعه در مقابل جامعه دیگر خودش را مى‏بازد، خودباخته مى‏شود، مستسبَع مى‏شود. گاهى یك جامعه جامعه دیگر را از روى زرنگى با عواملى كه دارد خودباخته مى‏كند. نیرنگ بزرگ استعمار با كشورهاى مستعمره و كشورهاى استعمارزده همین است، كوشش مى‏كند كه كشور استعمارزده اعتماد و ایمان به خودش و ایمان به حیثیت خودش را از دست بدهد؛ به فرهنگ خود، دین خود، ملیت خود، كتابهاى خود، پیشوایان خود، به تاریخ گذشته خود و به هر چه كه دارد بى‏اعتقاد شود، بگوید همه آن هیچ و پوچ بوده، ما كه چیزى نیستیم، ما كه هیچ هستیم، هر چه هست آنها هستند. این بزرگترین نیرنگ استعمار است؛ بى‏اعتقاد كردن، بى‏ایمان كردن یك ملت به شخصیت و هویت اجتماعى خودش. كارى مى‏كند  این ملت، «بد» ى كه از ناحیه استعمار بیاید بر «خوب» ى كه از ناحیه خودش باشد ترجیح مى‏دهد.»

مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى ج‏24 ص : 215

در همین راستا استاد مطهری بزرگترین هدیه یک ربر به ملت خود را همین احساس شخصیت و "ایمان به خود" معرفی می نماید:

       «بزرگترین هدیه‏اى كه یك رهبر به ملتش مى‏تواند بدهد «ایمان به خود» است، یعنى آن ملت را به خودش مؤمن كند. یك رهبر ممكن است هدیه‏اى كه به مردمش مى‏دهد هدیه مادى باشد، ممكن است هدیه سیاسى باشد، استقلال سیاسى به ملت خودش بدهد. ممكن است ایمان به رهبر باشد یعنى ملت معتقد شود كه رهبر ما رهبر خیلى بزرگى است. ولى اینها آنقدر مهم نیست كه هدیه‏اى كه یك رهبر به ملتش مى‏دهد این باشد كه این ملت را به خودش مؤمن و معتقد كند كه بگوید من نباید زیر بار دشمن بروم، زیر بار استبداد بروم، زیر بار استعمار بروم، من از خودم تاریخ دارم، از خودم فرهنگ دارم، من هیچ احتیاجى ندارم كه از غرب الگو بگیرم»

مجموعه‏آثار ج‏24 ص : 217

این مبحث ادامه دارد....





نوع مطلب : شهید مطهری و بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
          
جمعه 19 اسفند 1390





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



استخاره آنلاین با قرآن کریم